السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

574

تفسير الميزان ( فارسي )

در اين دو آيه تفريعى شده است بر حجتهايى كه قبلا بر وحدانيت خدا در ربوبيت و الوهيت اقامه شده بود ، و داستانهاى متعددى از امتهاى گذشته كه به خدا و رسولان او كفر مىورزيدند ، و سرانجام كارشان به انقراض انجاميد ، در آن آمده بود . در اين دو آيه نتيجه مىگيرد : حال كه چنين است پس به سوى خدا فرار كنيد . و مراد از فرار كردن به سوى خدا ، انقطاع به سوى او است به دست برداشتن از كفر ، و گريزان بودن از عقابى كه كفر به دنبال دارد ، و متوسل شدن به ايمان به خداى تعالى به تنهايى ، و اينكه او را يگانه معبودى بى شريك براى خود بگيرند . جمله * ( « وَلا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ » ) * به منزله تفسيرى است براى جمله « * ( فَفِرُّوا إِلَى اللَّه ) * » و معنايش اين است : اين كه گفتيم به سوى خدا بگريزيد ، و دست از غير او برداريد ، مرادمان اين است كه به خداى يكتا برگرديد ، به خدايى كه شريكى در الوهيت و معبوديت ندارد . و خداى تعالى جمله * ( « إِنِّي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ مُبِينٌ » ) * را مكرر آورده تا انذار را تاكيد كند . و اين دو جمله از زبان رسول خدا ( ص ) حكايت شده است . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَفِي أَنْفُسِكُمْ أفَلا تُبْصِرُونَ » ) * مىگويد : امام فرمود : آيتى كه خدا در خود تو دارد ، اين است كه تو را شنوا و بينا كرده ، يك بار خشم مىكنى و يك بار راضى مىشوى ، گاهى گرسنه مىشوى و گاهى سير ، و همه اينها آيتهاى خدا است « 1 » . مؤلف : در مجمع البيان اين تفسير را به امام صادق ( ع ) نسبت داده « 2 » . و در كتاب توحيد به سند خود از هشام بن سالم روايت كرده كه گفت : اشخاص از امام صادق سؤالاتى مىكردند ، از آن جمله شخصى پرسيد : پروردگار خود را با چه چيزى شناختى ؟ فرمود : به اينكه تصميم قطعى بر عملى مىگيرم ، ولى چيزى نمىگذرد كه تصميم سست مىشود ، و بر كارى همت مىگمارم ولى آن كار نمىشود ، پس معلومم شد كه من تصميم مىگيرم و او آن را فسخ مىكند ، من همت مىگمارم و او آن را نقض مىكند « 3 » . مؤلف : اين روايت را صاحب خصال از آن جناب از پدر و جد بزرگوارش از امير

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 330 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 156 . ( 3 ) توحيد صدوق ، ص 289 ، ح 8 .